جستجو:

 
 
   
   
 

 

 
 
درباره ما

 

  قرآن و عترت
    حکمتی از قرآن
 
 
    احادیث و روایات
 
 
   
  معارف مهدویت
    آخرین دوران
 
 
    امام شناسی
 
 
    وظایف ما در عصر غیبت
 
 
    جهان پس از ظهور
 
 
    مهربانی حضرت
 
 
   
  سخن بزرگان
    سخنرانی‌های برگزیده
 
 
    سخنان کوتاه
 
 
   
  دل گویه ها
    وقتی او بیاید
 
 
    درد فراق
 
 
    شعر انتظار
 
 
   
  عطر حضور
    توصیه های حضرت
 
 
    تشرفات
 
 
   
  بانک پرسش و پاسخ
  نگار خانه
   
  مجموعه مباحث مهدویت
    مقالات
 
 
    برگزیده سایتها
 
 
    رسانه ها و مطبوعات
 
 
    کتب مهدویت
 
 
 
 
 
 

تماس با ما

  نام :

 

  ايميل :

 

  ارتباط با :

 

 
 
 

 

  ورود اعضا

  نام  کاربری :

  کلمه عبور :

ثبت  نام

 
 
 
 

 

 

      امانت الهي

خداوند در قرآن مي فرمايد: «ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها» نساء/58.

خدا به شما امر مي كند كه امانات را به صاحبان آنها باز دهيد.

امام رضا عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه فرموده اند كه منظور از اين آيه، ما اهل بيت هستيم و همانا منظور از امانت امامت است كه هر امامي بعد از خود آن را به امام بعد مي سپارد.(بحارالانوار ج23) همچنين خداوند در آيه 72 سوره احزاب مي فرمايند: ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوههاي عالم عرضه كرديم همه از تحمل آن امتناع كردند تا انسان پذيرفت و انسان هم بسيار ستمكار و نادان بود. در اين آيه چندين نكته مطرح است. همانطور كه قبلا ذكر شد منظور از امانت همان ولايت است هرچند كه مفسرين تفسيرهاي متفاوتي از آن را نقل كردند از جمله عقل و اعضاء و جوارح انسان و غيره و هرچند اين موارد نيز با يكديگر در تضاد نيستند اما با توجه به جايگاه انسان در عالم آفرينش منظور و غايت اصلي همان ولايت است كه همه چيز به آن وابسته است و دليل اين كه انسان آن امانت را پذيرفت به علت مرتبت و جايگاه انسان در آفرينش بود چون همانطور كه مي دانيم خداوند تمام عالم را براي انسان خلق نموده است و به همين علت است كه خداوند مي فرمايند «نفخت فيه من روحي» بنابراين تمام آنچه كه خداوند خلق نموده و در اختيار انسان قرار داده است همه و همه امانت الهي است و مهمترين و اصلي ترين امانت ولايت است زيرا ساير امانات الهي در گرو ولايت است.

 

نماز كلاس بندگي:

خداوند در سوره معارج مي فرمايد: «والذين هم علي صلاتهم يحافظون» كساني كه بر نمازشان محافظ هستند جدا از معناي ظاهري آيه كه همان حفظ آداب و شرايط و اركان نماز است منظور همان حقيقت نماز كه اهل بيت و ولايت است مي باشد و حفظ آن به عنوان يك امانت الهي بر ما واجب مي باشد.

خداوند در همان سوره نيز مي فرمايد: « والذين هم علي صلاتهم دائمون» امام باقرعليه السلام درباره اين آيه مي فرمايد هرگاه فردي عمل مستحبي را بر خود واجب مي كند و انجام آن را تداوم مي بخشد دائما با عالم حقيقت متصل مي باشد از ارتباط هميشگي با خداوند متعال اين است كه انسان خود را با مصدر امانات الهي كه ولايت ائمه معصومين است سنخيت دهد و زير سايه ولايت خود را حفظ نمايد در اين صورت انسان مي تواند با چشم دل و در همه حال خداوند را ببيند و شيريني عشق و بندگي پروردگار را بچشد. امام باقر عليه السلام درباره كساني كه نمازشان را حفظ مي كنند مي فرمايند: اينها كساني هستند كه واجبات را انجام مي دهند و كساني كه دائم در حال نمازند كساني هستند كه نوافل و مستحبات را انجام مي دهند. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: اسلام بر 5 پايه استوار است: نماز- حج- روزه- ولايت و هرگز به چيزي مثل ولايت امر نشده است اما مردم چهار پايه آن را پذيرفته اند و ولايت را ترك كرده اند به خدا قسم اگر كسي شبها را به نماز و روزها را روزه بگيرد ولي بدون ولايت از دنيا برود نماز و روزه او مورد قبول نيست.

حافظ مكن انديشه كه آن يوسف مه روي                       باز آيد و از كلبه احزان به در آيي

كعبه از عشق تو بي تاب، بيا.

خداوند بشر را در مجموعه خلقت مخير آفريده و به او عقل داده، و با اين اختيار، مي بايست راه رشد و تكامل خود را برگزيد. و در بستر زمان، چنانچه انسان با نظام خلقت، هماهنگي نكرد و مصالح خود را كه به نفع او و جامعه است، انتخاب نمود، از آنجا كه خداوند حكيم است، و حكمتش اقتضا مي كند، كه مقصد خود را ار خلقت، به توسط ولي ا... اعمال نمايد. و زمين را پر از عدل و داد نموده و ظلم و جورها و تخلف از امر خداوند را اصلاح نمايد. پس منجي اي در راه است.

با ظهور، اعمال حكومت الهي در روي زمين، بهشت شدن روي زمين، تكامل انسان و رشد ظاهري و باطني او، متبلور خواهد شد.

در رابطه با ظهور، شناخت و معرفت حضرت يكي از مقوله هاي مهم است كه مقصود، شناخت شناسنامه اي منجي نيست چرا كه در همه اديان در همين حد نكاتي گفته شده. اما معرفت چيست؟ معرفت ايمان قلبي به حضرت موعود و تصديق او و عمل به اوامر و فرمايشات اوست.

در بين ائمه تنها حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است كه از اين قدرت الهي بهره جسته، و تمام زمين را به تصرف عدل خود درآورده و با اين قدرت الهي عدل و قسط را در روي زمين خواهد گستراند. و حكومت ولايت را، به اذن الهي مستقر خواهد نمود.

و به احقاق حق خواهد پرداخت كه منظور از احقاق حق انتقام نبوده بلكه احقاق دين حق مي باشد چرا كه همه معصومين هدف و همتشان احقاق دين حق يعني «تحقق ولايت» بوده است در صورتي كه مردم اقبال كنند و پيروي از ايشان. اما درمورد امام زمان (عج) مسئله ديگري است كه بالاخره خداوند هدف و مقصد خود را كه اعمال عدالت در خلقت است، به وسيله او در زمين متجلي خواهد نمود و بهشت شدن زمين و اعمال دين خداوند و پياده شدن عدالت در خلقت محقق خواهد شد.

و ما منتظريم امام زمانمان بيايد و با تعاليم الهي خود، ما را به رشد واقعي برساند!

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي                        دل بي تو به جان آمد وقت است كه بازآيي

چرا كه در ظهور مردم به بلوغ مي رسند و مي فهمند كه براي رشدشان نياز به وجود ولايت دارند.

«بموالاتكم،علّمنا ا... معالم ديننا»

 

 

 

اهل بيت علیهم السلام نور خدا

خداوند اهل بيت و قرآن را براي هدايت انسانها آفريد كه اگر انسانها اين دو را در زندگي سرمشق خود قرار دهند مي توانند به حق و حقيقت و كمال انسانها برسند و در مسير قرب الهي گام بردارند. خاندان عصمت و طهارت كساني هستند كه خداوند آنها را از هر رجس و پليدي دور نموده است. « انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل بيت و يطهركم تطهيرا» (احزاب 22)

در اين آيه منظور از تطهير اين است كه نه اهل بيت به سمت گناه مي روند و نه گناه به سمت ايشان مي آيد و خداوند تنها اين خاندان را تكوينا پاك آفريده زيرا كه اين خاندان از نظر بندگي خداوند بر همه موجودات برتري داشتند و به همين دليل خداوند آنها را به عنوان اسوه در بين مخلوقات قرار داد كه حتي انبياء الهي نيز اينان را به عنوان مقتداي خويش برگزيند به عبارت ديگر انبياء، بعد از اهل بيت (ع) با اعمال پاك خويش در عين داشتن اختيار به سراغ گناه نمي روند و با آلام گرفتن از انوار اهل بيت به مقام نبوت رسيده اند. اهل بيت ميزان سنجش ميان حق و باطل مي باشند و ميزان سنجش در وجود آدمي عقل است و عقل اولين مخلوق خداست و در نتيجه اهل بيت نيز كه اولين مخلوقات خداوند مي باشند خود عقلند نه اينكه عاقل باشند. پس مي توان گفت پاكي و طهارت اين خاندان تاكيد بيشتري است بر اين معنا كه وجود آنها عقل مي باشد همانطور كه مي دانيم خداوند خود را در قرآن با اسامي زيادي معرفي كرده كه البته مصداق آنها در عالم، اهل بيت (ع) مي باشند اما منظور از اينكه ما خداوند را با اسامي مباركش مي خوانيم چيست؟ آيا نام بردن اسماء الهي با زبان كافي است؟

ما بايد تلاش كنيم با پيروي از اهل بيت  كه همان اسماءالحسني الهي هستند صفات الهي را در وجودمان پياده كنيم و به اندازه ظرفيت خويش پرتويي از علم و حكمت ايشان را در وجود خويش بتابانيم در اين صورت، متصف به اوصاف الهي مي شويم و مي توانيم به اندازه ظرفيت خويش خدا را بشناسيم.

اهل بيت مصدر نوري و كلام نوري:

مقام و فضيلت اهل بيت نسبت به ساير انسانها كاملا مشهود است. همانطور كه مي دانيم اولين چيزي كه كه خداوند خلق نمود حقيقت اهل بيت بود. البته در اولين مخلوق احاديث زيادي است از جمله اينكه اولين مخلوق عقل، قلم - لوح -  روح و ... هستند كه همه اينها در حقيقت همان اهل بيت مي باشد همانطور كه قبلا به عقل بودن اهل بيت (ع) اشاره شد در حديثي از كتاب عقايدالايمان معصوم مي فرمايد : « براي ما با خداوند حالاتي است كه ما در آن هستيم ولي ذات خداوند همانا اوست و حالت ديگري كه ما او هستيم و او نيز ما »

حالتي كه «  ما در آن هستيم ولي ذات خداوندخود اوست » مربوط به ذات خداوند است زيرا تمام موجودات مركب مي باشند ولي خداوند احد است از اين رو او داراي شريك نيست زيرا صفات و ذات اقدسش يكي است نه مركب – حالت ديگري كه در آن اهل بيت او هستند يعني در بعد صفات جمال و كمال آينه تمام نماي حق هستند همانطور كه حقايق اين شجره طيبه همان ثقل اكبر قرآن و خودشان نيز ثقل اصغر مي باشند هر چند وجودشان مركب است ولي ذات اقدسشان كه همان ثقل اكبر و ثقل اصغر است يكي است بنابراين ذات خداوند متعال همان صفات و صفاتش همان ذات اوست در غير اينصورت دوگانگي ايجاد مي شود و خدا از هرگونه دوگانگي مبرا است بنابراين ذات و صفات اهل بيت نيز كه همان ثقل اكبر و ثقل اصغر است بايد يكي باشد چون اينان آينه تمام نماي حق هستند. و اين مفهوم حالات بين خداوند و اهل بيت است.

پس در وجود مقدس اهل بيت حقيقت قرآن و حقيقت وجودي خودشان قرار دارد و قرآن تصوير كلام خداست و روايات و كلام اهل بيت لغت آشنايي با قرآن است و اهل بيت با تصوير و لغت ما را با قرآن آشنا نموده و روز به روز به سوي كمال سوق مي دهند همانطور كه براي آموزش به كودكان ابتدا تصويري از آن شيء مثلا گلي را به او نشان مي دهند پس از يادگيري آن حروف و لغات گل را به او مي آموزند اما حقيقت گل با تصوير و لغت آن فرق دارد  حقيقت گل با تصوير و لغت آن شناخته مي شود. در اين مثال قرآن عكس گل و كلمه قرآن همان كلمه و لغت گل و اهل بيت خود گل مي باشند و براي همين بود كه علي (ع) در جنگ صفين فرمود: « قرآني كه بر سر نيزه هاست ورقهايي بيش نيست قرآن واقعي منم » .

انشاءالله بتوانيم در زندگي از اين مصادر و خزائن الهي كه سرمايه ما در زندگي هستند به نحو مطلوبي استفاده كنيم.

.........

تأويل چيست؟(قسمت پنجم)
معني تاويل به هدف رساندن هر كار يا سخني است. در قرآن نيز از تاويل به همين معني ياد شده است، خداوند در سوره يوسف مي فرمايد« هذا تاويل روياي من قبل» اين بود تعبير خوابي كه پيش از اين ديدم كه اشاره به خواب حضرت يوسف در رسيدن او به مقام پادشاهي است كه از آن به تاويل ياد شده است يعني نتيجه اين خواب و به معناي قرآن تاويل آن رسيدن به مقام پادشاهي است.
امام صادق(ع) در مورد كساني كه تاويل قرآن را مي دانند مي فرمايد « ما اهل بيت راسخان در علم هستيم و تنها ما مي توانيم آيات الهي را تاويل و تفسير نماييم». خداوند در قرآن مي فرمايد« الله نور السموات و الارض» (نور 35) و در آيه ديگري مي فرمايد « و اتبعوا النور الذي انزل معه» (اعراف 157) و در حديثي پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء» علم نوري است كه خداوند در دل هر كس كه بخواهد قرار مي دهد.
با تامل در ارتباط بين حديث فوق و دو آيه مزبور به اين نتيجه مي رسيم كه علم اهل بيت(ع) همچون خود ايشان نور است و از جانب خداوند متعال نازل شده است كه گواه بر اين مدعا فرستادن پيامبري است كه بدون اينكه تحصيل علم كرده باشد كتابي مي آوردكه تمام انسانها را براي مبارزه با آن فرا مي خواند حتي در سوره علق نيز به امي بودن پيامبر اشاره شده است. پس كسي كه حتي سواد خواندن و نوشتن ندارد چگونه مي تواند كتابي با اين همه عظمت را بياورد جز اينكه از طرف خداوند متعال باشد.
در اينجا ذكر اين نكته ضروري است كه هنگام نزول آيات الهي، پيامبر(ص) از محتواي آن آگاه بوده است چونكه اهل بيت خود قرآن و حقيقت قرآن هستند كه اين نكته نيز با تاويل در سوره علق آشكار مي گردد آنجا كه مي فرمايد:« اقراء» كه اگر پيامبر از محتواي آن اطلاعي نداشت به جاي اقراء بايد واژه« اعلم» به كار مي رفت.
شناخت اهل بيت
انسان براي رسيدن به مقصد در طول سفر نيازمند علامات و راهنمايي مي باشد كه سالم به مقصد برسد كه اگر به اين علائم و نشانه ها دقت نكند ممكن است نه تنها از مسير منحرف شود بلكه براي او حادثه اي پيش بيايد. خداوند نيز به اين نكته در قرآن اشاره فرموده است: « و علامات و باالنجم هم يهتدون»(نحل 16) يعني ستارگان آسمان و نشانه هاي زمين را مقرر داشت تا به آنها هدايت شوند.
امام صادق(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد: منظور از علامات و نشانه ها ما اهل بيت هستيم. با توجه به مباحث فوق معلوم مي گردد كه براي رسيدن به هدف نهايي زندگي كه همانا گام نهادن در مسير حق و رسيدن به قرب الهي است بايد از علامات و راهنمايان اين مسير كه اهل بيت هستند به بهترين شكل ممكن استفاده كرد و تنها راهنماياني مي توانند انسان را بر سر منزل مقصود برسانند كه هم از خطرهاي راه آگاهند و هم به بهترين مسير براي رسيدن به مقصود آگاهي دارند و اين هاديان كساني نيستند جز اهل بيت(ع) كه آگاه بر زمان و مكانند و مهربان بر خلايق.

 

مفهوم علم در قرآن(قسمت چهارم)

قرآن در مورد تفاوت عالم جاهل مي‌فرمايد: « قل هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون انما يتذكر اولوالالباب» آيا كساني كه مي دانند با كساني كه نمي‌دانند برابرند. هرگز اينگونه نيست بدرستيكه خردمندان عالم متذكر اين مطلب هستند.

امام باقر در تفسير اين آيه مي‌فرمايد« كساني كه مي‌دانند ما هستيم و دشمنان ما كساني هستند كه نمي‌دانند و شيعيان ما خردمندان مي‌باشند. حال كه خداوند با لطف و عنايت خويش ما را عاشق اهل بيت عصمت و طهارت قرار داده بايد سعي كنيم در زمره شيعيان راستي آن امامان بزرگوار قرار داشته باشيم و هيچگاهه از صراط مستقيم كه راهي جز راه اهل بيت نيست با توكل به خدا و توسل به آن بزرگواران و تلاش و همت خود منصرف نشويم. مخصوصاً در زماني كه بسياري از كوردلان جاهل با مقدس مآبي‌هاي خود مردم را به انحراف مي‌كشاند .

تفاوت علم كتاب و علم من الكتاب

حتماً‌ داستان آصف بن برخيا را مي‌دانيد كه توانست در يك چشم بهم زدن تخت ملك سبا را نزد سليمان بياورد قرآن از ايشان به عنوان كسي كه عنده علم من الكتاب است ياد مي‌كند يعني كسي كه بخشي از علم كتاب را مي‌داند ولي درباره اهل بيت مي‌فرمايد:«و من عنده علم الكتاب» يعني كه تمام علم كتاب نزد اوست» امام صادق در اين باره فرمود خداوند داراي 73 اسم ‌اعظم است كه تنها يكي از آنها را به آصف بن برخيا داده بود كه 72 اسم اعظم نزد ما اهل بيت مي‌باشد« بنابراين مي‌توان دريافت كه اهل بيت داراي تمام علوم و حقايق قرآن مي‌باشند همانطور كه حضرت علي (ع) در خطبه البيان امور بسياري را به خود نسبت مي‌دهد و مي‌فرمايد انا خالق السموات و الارض في طرفه العين باذن ربي» من علم و قدرت آن را دارم كه در يك چشم به هم زدن به اذن پروردگارم تمام آسمانها و زمين را خلق نمايم»

آيات محكم و متشابه:

منظور آياتي است كه مفهوم آن روشن است و نياز به بحث و گفتگو ندارد مثل قل هو الله احد يا الله خالق كل شي» و بسيار ديگري كه درباره عقايد مواعظ و تاريخ مي‌باشد و در قرآن ام الكتاب ناميده مي‌شود. اما آيات متشابه آياتي كه احتمال و تعابير مختلفي از آن تفسير مي‌شود كه خود بوسيله آيات محكم تفسير مي‌شود.

آياتي مثل يدالله فوق ايديهم والله سميع عليم – با اين وجود چنين آياتي در قرآن انسان نياز به كسي دارد كه بتواند اين آيات را برايش تفسيبر كند و چه كسي بهتر از اهل بيت كه خود حقيقت قرآن هستند مي‌توانند قرآن را تفسير كنند؟
 

 

جايگاه ائمه معصومين در قرآن(قسمت سوم)

پس از اثبات اعجاز قرآن به حقيقت قرآن كه اهل بيت (ع) مي باشند مي پردازيم:

خداوند در قرآن كريم در مورد پيامبر مي فرمايند « ما ينطق عن الهوي ان..... » پيامبري كه سخنش وحي بود. پس كتابي كه از خداوند متعال بوسيله بهترين بندگانش كه تمام وجودش وحي بود براي مردم نازل فرموده بايد بعد از پيامبر نيز بدست كسي سپرده شود كه او نيز حقيقتش نور باشد. قرآن نيز در همين مورد مي فرمايد: « قد جاءكم من الله نور و كتاب مبين»

امام صادق (ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد منظور از نوري كه همراه قرآن آمده پيامبر و ائمه معصومين مي باشد.

همچنين قرآن كريم درباره ائمه اطهار و ولايت ايشان مي فرمايد « انما  وليكم الله و رسوله والذين آمنوا.........»  كه امام صادق (ع) پيرامون اين آيه مي فرمايند: منظور از كساني كه ايمان آورده اند علي (ع) و فرزندانش مي باشند. و همانطور كه مي دانيم اين آيه در مقام و منزلت اميرالمؤمنين(ع)  نازل شده است.

در آيه اي كه ذكر شد خداوند متعال عنايت خاصي به اميرالمؤمنين(ع) فرموده است، چون در اين آيه به كلمه اي كه خود و رسولش را به آن وصف نموده، او را به همان كلمه وصف نموده است كه نشان دهنده عظمت و بزرگي ايشان در نزد خداست.

با توجه به مطالب ذكر شده و آيه « يا ايها الذين آمنوا اطيعوالله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم» مشخص مي شود كه خداوند مردم را اول به اطاعت خود سپس رسول خود و سپس اولوالامر كه همان ائمه اطهار هستند دعوت كرده است. امام صادق (ع) در پاسخ شخصي كه گفت « مردم مي گويند چرا نام علي (ع) و خانواده اش در قرآن برده نشده است؟» فرمودند: آيه نماز بر پيامبر نازل شد وكيفيت آن نام برده نشد، همانطور در مسايل بسياري مانند حج و زكات كه توسط پيامبر تشريح شد در مورد اهل بيت نيز آيه اطيعوالله و... نازل شد كه درباره اهل بيت است و پيامبر درباره علي (ع) فرمود: « هر كه را من مولاي اويم علي مولاي اوست»

 

راز حقيقت قرآن(قسمت دوم)

    انسان به عنوان گل سرسبد آفرينش كه داراي سرمايه ي عظيم فطرت است همواره در جستجوي حقيقت است اما از آنجايي كه هر دين و هر آئيني در دنيا ادعاي حقانيت ميكند انسان بايد با استعانت از استعداد دروني خويش بدور از هر گونه تعصبي به دنبال حقيقت رود و با بررسي اديان الهي و كتب آنها پرده از حقيقت باطني آن مذاهب بردارد.

    در اين ميان تنها كتاب آسماني قرآن است كه براي اثبات حقانيت خود تمام انس و جن را به مبارزه مي طلبد و مي فرمايد اگر تمام انس و جن جمع شوند نمي توانند حتي يك آيه مثل آن بياورند. و با بررسي در اين كتاب الهي انسان نه تنها به حقانيت آن پي مي برد بلكه متوجه مي شود آنچه كه براي سعادت در دنيا و عقبي بدان محتاج است در آن وجود دارد .

   همچنين آيات زيادي در مورد ولايت اهل بيت(ع) در قرآن وجود دارد كه انسان بايد براي رسيدن به سعادت و كمال در مسير اين بزرگواران قرار گيرد. پس حال كه انسان حقيقت جو  قرآن را كتاب الهي ميداند كه از سوي خدا نازل شده بايد تمام دستورهاي آن را اطاعت كرده و سرلوحه زندگي خود قرار دهد همانطور كه پيامبر اسلام(ص)  فرمودند: من دو چيز گرانبها را ميان شما مي گذارم قرآن و عترتم به اين دو تمسك جوئيد تا گمراه نشويد.

     همانطور كه از اين حديث بر مي آيد قرآن و اهل بيت(ع) هر دو در رديف همديگر قرار ميگيرند و از يكديگر جدا نيستند. خداوند در آيه اي مي فرمايند: لا يمسه الا المطهرون (جز پاكان نمي توانند قرآن را لمس كنند)0با توجه به اين آيه غير از معني ظاهري آن به معني ديگري دست مي يابيم مبني بر اينكه تنها كساني ميتوانند قرآن درك كنند كه خود داراي روحي پاك و عاري از آلودگي باشند و كساني مي توانند بيشتر به ولايت اهل بيت نزديكتر شوند كه خود را از آلودگيها و از معاصي دور نگهدارند.

 

 

فصل اول : انسان برترین مخلوق هستی (قسمت اول)

موضوع : فطرت سرچشمه پاکی

 

خداوند برای رشد انسان نعمتهای فراوانی را در اختیاراو قرار داده است . همانطور که در قرآن ذکر شده است مراتب موجودات به ترتیب عبارتست از: جماد- نبات- حیوان- ملک- جن- انس- الله  این ترتیب نشاندهنده عظمت و بزرگی انسان بعد از خداوند است که خداوند برای انسان قائل شده است . همچنین آیاتی مانند (انی جاعل فی الارض خلیفه ) و (نفخت فیه من روحی )  خود دلایلی بر این مدعا هستند البته لازم به ذکر است که خداوند دارای روح نیست بلکه  این به علت عظمت روح انسان است است که خداوند آن را به خود نسبت میدهد. عباراتی چون وجه الله – ثارالله مثالهایی در همین زمینه میباشد.

مسلما هر عقل سلیمی به این نکته اذعان دارد که این همه نعمت و قدرتی که خداوند در اختیار انسان قرار داده برای این زندگی چند روزه  نبوده بلکه هدفی مهمتر در نظر بوده که همانا رشد معنوی  و پیشرفت انسان به سوی کمال است .

یکی از با ارزشترین نعمتهایی  که خداوند در وجود آدمی گذاشته است فطرت میباشد.فطرت نیروی عظیمی از ملکوت الهی است که برای همیشه در وجود انسان به صورت یک نیروی تغییر ناپذیر وجود دارد (لازم به ذکراست فطرت از زمانی که انسان در عالم ارواح بوده تا قیامت و برای همیشه با او خواهد بود)  پیامبر اسلام (ص) نیز در این باره میفرمایند."هرمولودی که در عالم به دنیا می آید خداوند او را بر فطرتش می آفریند و این والدین آنها هستند که آنها را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می کنند" (بحارالانوار ج 3 ص281)

با  تامل در این حدیث در میابیم که تربیت چه قدر در سعادت و شقاوت  انسان موثر است به طوری که در اثر تربیت نادرست  ممکن است انسان حتی اگر مسلمان باشد رنگ مجوسیت و نصرانیت و...  بگیرد .

قرآن کریم در آیه 30 سوره روم میفرماید.

(فاقم وجهک للدین حنیفا  فطره الله التی  فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس  لا یعلمون )

حنیف به معنای تمایل از کجی  به راستی  است و دین حنیف یعنی دینی که از کجیها به راستی ها تمایل دارد و خداوند این دین پاک را سرشت همه انسانها قرار داده  است .

امام صادق علیه السلام نیز درباره فطرت فرموده "فطرت همان اسلام است که خداوند در عالم ذر از بندگانش  پیمان گرفته بود" ( اصول کافی ج 3ص 20)

به این  دلیل است که هر حکمی در دین وارد شده ریشه در فطرت دارد و هر چه ریشه در فطرت آدمی دارد در دین نیز وارد شده و این هماهنگی تکوین و تشریع درستی این مطلب را اثبات میکند . مثلا عمل دزدی که درنظر همه انسانها زشت و قبیح است از نظر شرع نیز مطرود است .همانطور که میدننیم  مجموعه نباتات و حیوانات بدن انسان را تشکیل میدهد . بدن انسان نیز وسیله ای برای روح و روح نیز وسیله ای برای فطرت است که وقتی فطرت در انسان حاکم شدروح  را تحت الشعاع خود قرار داده و در این راستا  تمام اعضاء انسان تحت الشعاع این نیروی عظیم الهی قرار میگیردو انسان به این وسیله مملو از نور خداوند میشود . ولی با این وجود. فطرت انسان که مانند آینه ای شفاف است ممکن است در اثر بی توجهی انسان نسبت به خود شفافیت خود را از دست بدهد و روی آن را گرد و غبار غفلت و گناه بگیرد. اما چگونه میتوان این آلودگی را برطرف کرد

امام حسن مجتبی درپاسخ این سوال میفرمایند "تعجب میکنم از کسی که در فکر تغذیه جسمش میباشد و از غذاهای فاسد پرهیز میکند اما درباره تغذیه معنوی نمی اندیشد و هر چیزی را به هر شکل و هر نوع مصرف میکند". ( کلمه الامام  ص 37)

این سخن اما امروزه از لحاظ علمی نیز اثبات شده و هیچ کس رابطه تنگاتنگ جسم و روح و همچنین اثرات حواس پنجگانه بر روح آدمی را انکار نمیکند .

همچنانکه با دیدن یگ گل به انسان حالت شادی دست داده و با دیدن یک تصویر وحشتناک و فجیع  انسان آزرده میشود.

پس راهی که انسان بتواند از نیروی فطری خود در جهت رشد و پیشرفت استفاده کند مراقبت از آن و تغذیه مناسب جسم و روح  آدمی است .

 

 

 

 
 

از کدام بخش بیشتر استفاده کردید؟

 قرآن و عترت  
 معارف مهدویت  
 دل گویه ها  
 سخن بزرگان  
 عطر حضور  

مشاهده نتایج 

 
 

  اشتراک خبر نامه

  ایمیل:

 
اشتراک لغو اشتراک

 

 

  در حال حاضر:  5 نفر
  امروز:  22 نفر
  این هفته:  176 نفر
  کل:  10808 نفر

 

www.yaranemahdi.ir                    mail@yaranemahdi.ir

هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است و

کلیه حقوق آن محفوظ و متعلق به موسسه یاران مهدی ارواحنا فداه می باشد.