|
رهبر معظم انقلاب در جمع
رايزنان فرهنگي فرمودند:
معناي انتظار فرج، نشستن و دلخوش
كردن به مفهوم انتظار و يا زمان
ظهور نيست بلكه انسان منتظر مانند
يك سرباز مجاهد در راه استقرار
عدالت و نزديك شدن به هدف والاي
ظهور حركت و تلاش مي كند و با
ايجاد و حفظ آمادگي هاي همه جانبه
فردي اجتماعي، زمينه را براي ظهور
دست قدرتمند و ملكوتي امام عصر
(عج) فراهم مي سازد.
گلچینی از بیانات امام خمینی رحمة
الله علیه درباره امام عصر اروحنا
له الفدا
امیدوارم
که ان شاءالله برسد روزی که آن
وعده مسلم خدا تحقق پیدا کند و
مستضعفان مالک ارض شوند این مطلب
وعده خداست و تخلف ندارد. منتها
آیا ما درک کنیم یا نکنیم آن به
دست خداست. ممکن است دریک برهه
وسایل فراهم شود و چشم ما روشن
شود به جمال ایشان این چیزی است
که ما در این وقت، در این عصر
وظیفه داریم این مهم است همه
انتظار داریم وجود مبارک ایشان
را، لکن با انتظار تنها نمی شود.
بلکه با وضعی که بسیاری دارند،
انتظار نیست. ما باید ملاحظه
وظیفه فعلی شرعی – الهی خودمان را
بکنیم و باکی از هیچ امری از امور
نداشته باشیم. کسی که برای رضایت
خدا، ان شاءالله مشغول انجام
وظیفه است. توقع این را نداشته
باشد که مورد قبول همه است. هیچ
امری مورد قبول همه نیست.
درست است كه با پيشرفت وسايل جديد
و تلويزيون و راديو و تبليغات و
پول و امكانات و غيره تسلط
قدرتهاي استكباري بر ملت ها روز
به روز بيشتر شده است اما سنت
الهي بر اين قرار گرفته كه ملتها
همه بيدار شوند و ما امروز
ميبينيم كه ملتها هم روزبروز
بيدار ميشوند و اين بخاطر اميدي
است كه آنها به آينده دارند (نيمه
شعبان 1368)
دنياي سرشار از عدالت و پاكي و
راستي و معرفت و محبت، دنياي
دوران امام زمان(ع) است كه زندگي
بشر همه از آنجا به بعد است.
زندگي حقيقي انسان در اين عالم
مربوط به دوران بعد از ظهور امام
(ع) است كه خداوند ميداند بشر در
آنجا به چه عظمتي نائل خواهد
شد(26/1/79)
دشمنان تفكر و اعتقاد به مهدويت
كه اين انديشه را به زبان خود
ميرانند-همواره تلاش كرده اند تا
آنرا از دهان مردم بزدايند و يا
مفاهيم اعتقاد به مهدويت را تحريف
كنند. لذا امروز در نقطه مقابل
اين تلاش دشمنان بايد در جهت
اعتقاد و عمل و تبليغ و تبيين
حقيقت «مهدويت» حركت
كنيم(18/7/82).
شما جوانان عزيز كه در آغاز زندگي
و تلاش خود هستيد بايد سعي كنيد
تا زماني را براي آنچنان دوراني
آماده كنيد، دوراني كه در آن ظلم
و ستم به هيچ شكلي وجود ندارد،
دوراني كه در آن انديشه و عقول
بشر از هميشه فعال تر و خالق تر و
آفريننده تر است دوراني كه ملتها
با يكديگر نمي جنگند دستهاي جنگ
افروز عالم همانهايي كه جنگهاي
مناطقي و جهاني را در گذشته براه
انداختند و مياندازند ديگر
نميتوانند جنگي را براه
بياندازند. در مقياس عالم صلح و
امنيت كامل است بايد براي آن
دوران تلاش كرد قبل از دوران مهدي
موعود آسايش و راحت طلبي و عافيت
نيست (شعبان 1426).
گلچینی از بیانات مقام معظم رهبری
مدّظلّه العالی
امام زمان عجل الله تعالی فرجه
الشریف کسانی را لازم دارند که در
مقابل پدیده های تلخ و دشوار،
مردّد و متزلزل نشوند، عقب
ننشینند تا بتوانند با اینها وارد
کار عظیمی بشوند که قرار است دنیا
را متحوّل کند.( مقام معظم رهبري
- 18/7/82)
ما اعتقاد داريم كه با ظهور مهدي
موعود(ع) عقول بشري از هميشه خلاق
تر خواهد بود ، ملت ها با يكديگر
نمي جنگند ، از دستهاي جنگ افروز
اثري نخواهد بود و صلح و امنيت
كامل در مقياس جهاني آن بوجود
خواهد آمد و ما براي چنين دوراني
بايد تلاش كنيم تا جهان روز به
روز به اين عصر آرمان نزديك
شود.(مقام معظم رهبري – نيمه
شعبان 1424)
انتظاري كه از آن سخن گفته اند
فقط نشستن و اشك ريختن نيست ،
انتظار به معناي اين است كه ما
بايد خودمان را براي سربازي امام
زمان(عج) آماده كنيم. سربازي امام
زمان(عج) كار آساني نيست، سربازي
منجي بزرگي كه خواهد آمد با تمام
مراكز قدرت و فساد بين المللي
مبارزه كند احتياج به خودسازي،
آگاهي و روشن بيني دارد ما نبايد
فكر كنيم كه چون امام زمان(عج)
خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و
داد خواهد كرد امروز وظيفه اي
نداريم ، بلکه برعكس ما امروز
وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم
تا براي ظهور آن حضرت آماده
شويم.( مقام معظم رهبري- نيمه
شعبان 30/7/81)
فرا
رسیدن ظهور به دست خود ماست
شما مردم عزیز بخصوص شما جوانان
هر چه در اصلاح خود در معرفت و
اخلاق و رفتار و کسب صلاحیتها در
وجود خودتان بیشتر تلاش کنید این
آینده را نزدیک تر خواهید کرد.
اینها دست خود ماست اگر ما خودمان
را به صلاح نزدیک کنیم آن روز
نزدیک خواهد شد همچنان که شهدای
ما با فدا کردن جان خودشان آن روز
را نزدیک تر کردند.( مقام معظم
رهبري- نیمه شعبان سال 1379)
جوانان باید زمینه های ظهور را
فراهم کنند
شما جوانان عزیز که در آغاز زندگی
و تلاش خود هستید باید سعی کنید
تا زمینه را برای آن چنان دورانی
آماده کنید دورانی که در آن ظلم و
ستم به هیچ شکلی وجود ندارد.
دورانی که در آن اندیشه و عقول
بشر از همه فعالتر و خلاق تر و
آفریننده تر است. دورانی که ملتها
با یکدیگر نمی جنگند دست های جنگ
افروز عالم همان هایی که جنگ های
منطقه ای و جهانی را در گذشته به
راه انداخته اند دیگر نمی توانند
جنگی به راه بیندازند در مقیاس
عالم، صلح و امنیت کامل هست باید
برای آن دوران تلاش کرد. قبل از
دوران مهدی موعود، آسایش و راحت
طلبی و عافیت نیست. (مقام معظم
رهبري- روز میلاد حضرت ولی عصر
علیه السلام).
فقط مردم شیعه نیستند که منتظر
مهدی موعود(ع) هستند بلکه انتظار
منجی و مهدی متعلق به همه ی
مسلمانهاست فرق شیعه با دیگران
اين است که شیعیان آن منجی را با
نام و نشان یا خصوصیات گوناگون می
شناسند اما دیگر مسلمانان که به
منجی هم معتقدند منجی را نمی
شناسند تفاوت اینجاست والا اصل
مهدویت مورد اتفاق همه مسلمانهاست
ادیان دیگر هم در اعتقادات خودشان
انتظار منجی را در نهایت زمانه
دارند. آنها هم در یک بخش از قضیه
مطلب را درست فهمیده اند اما در
بخش اصلی قضیه که معرفت به شخص
منجی است دچار نقض معرفتند. شیعه
با خبر مسلم و قطعی خود منجی را
با نام و نشان با خصوصیات با
تاریخ تولد می شناسد وجود مقدس
حضرت بقیه الله استمرار حرکت
نبوتها و دعوتهای الهی است از اول
تاریخ تا امروز يعني همانطور كه
در دعاي ندبه ميخوانيد كه از حضرت
آدم است تا «الی ان انتهی الامر»
که رسیدن به خاتم الانبیا هست و
بعد مسئله وصایت و اهل بیت آن
بزرگوار تا می رسد به امام زمان
همه یک سلسله متصل و مرتبط به هم
در تاریخ بشر است. این به آن
معناست که آن حرکت عظیم نبوتها آن
دعوت الهی بوسیله پیامبران در هیچ
نقطه ای متوقف نشده است. بشر به
پیامبر و به دعوت الهی و به
داعیان الهي احتیاج داشته است. و
این احتیاج تا امروز باقی است و
هر چه زمان گذشته، بشر به تعالیم
انبیاء نزدیکتر شده است. امروز
جامعه ی بشری با پیشرفت فکر و
مدنیت و معرفت بسیاری از تعالیم
انبیا را که دهها قرن پیش از این
برای بشر قابل درک نبود – درک
کرده است. همین مسئله عدالت،
مسئله آزادی مسئله کرامت انسان –
این حرفهایی که امروز در دنیا
رایج است – حرفهای انبیاست. آن
روز عامه ی مردم و افکار عمومي
مردم این مفاهیم را درک نمی کردند
پی در پی آمدن پیامبران و انتشار
دعوت پیامبران این افکار را در
ذهن مردم، در فطرت مردم، در دل
مردم، نسل به نسل نهادنیه کرده
است. آن داعیان الهی، امروز سلسله
شان قطع نشده است و در وجود مقدس
بقیه الله الاعظم ادامه سلسله
داعيان الهی است که در زیارت آل
یاسین می خوانیم: السلام علیک یا
داعی لله و ربانی آیاته. یعنی شما
امروز همان دعوت ابراهیم، همان
دعوت موسی همان دعوت عیسی همان
دعوت همه پیامبران و مصلحان الهی
و دعوت پیامبر خاتم را در وجود
حضرت بقیه الله مجسم می بینید.
این بزرگوار وارث همه آنهاست و
دعوت و پرچم همه آنها را در دست
دارد و دنيا را به همان معارفی که
انبیا در طول زمان آورده اند. و
به بشر عرضه کرده ند فرامي خواند
این نکته مهمی است. ( مقام معظم
رهبري- نیمه شعبان 1426-29/6/84)
شروع
زندگي بشر
من بارها اين را گفته ام بعضي ها
فكر ميكنند حضرت كه آمدند آخر
دنياست ، نه تازه شروع دنيا و
شروع تاريخ بشريت آن وقت است. اين
مدتي كه از عمر بشريت گذشته چند
هزار سالي است كه بشر در اين
سنگلاخ ها و در اين بيابانها و
كويرهاي وحشتناك همين طور سينه
خيز و با زحمت رفته تا خودش را به
جاده اتوبان وسيع آسفالته برساند
و ازآنجا زندگي تاريخي خود را
تازه شروع كند. آن جاده را حضرت
افتتاح ميكند حركت تاريخي انسان
آنوقت است. آن قوت است كه
استعدادهاي انسان ظهور خواهد كرد.
هنوز اين دانشي كه بشر تا امروز
پيدا كرده در مقابل استعدادهايي
كه خدا در وجود بشر گذاشته صفر
است. من شايد يك وقتي گفته باشم و
شما شنيده باشيد دانشمنداني كه در
اين رشته هاي علمي متخصص هستند و
با واقعيتهاي علمي سرو كار دارند
اين نظريه را داده اند كه اگر بشر
بتواند 50% از استعدادهاي خود را
مورد استفاده قرار دهد تمام اين
وسايل ارتباطي كه در دنيا است
بيكار و بيهوده ميشوند. شما الآن
مثلا با ماهواره يا تلفن از اين
طرف دنيا با آن طرف دنيا تماس
ميگيريدو با يكي حرف ميزنيد ، اما
اگر 50% از نيروي تمركزي كه در
شماست به كار بيافتد ميتوانيد با
آن طرف دنيا بدون اين ارتباطات
تماس بگيريد و با هركسي كه مي
خواهيد در آنسوي كره زمين حرف
بزنيد، فكرتان را بگوئيد، فكر
اورا تحويل بگيريد. اين نيروي
انسان است ما اين نيروها را كشف
نكرده ايم ، از اين قبيل نيروها
در وجود بشر زياد است « و فيك
انطوي العالم الاكبر» اين عالم
اكبر آن روز بايد بروز پيدا كند و
روز ظهورش آنوقت است و الا اگر
حضرت آمدند و دنيا پر از عدل داد
شد ولي آن هنگام آخر عمر بشر
باشد و منتظر صور اسرافيل باشيم ،
اين كار كه نشد بشر چند هزار سال
با اين زحمت زندگي كند بعد حضرت
بيايند و دنيا را پر از عدل و داد
كنند و بعد هم دنيا تمام شود.
وقت ظهور آنحضرت دنيا تازه شروع
ميشود و آمدن حضرت اول زندگي بشر
، اول تاريخ انسان و اول رشد و
تعالي جوامع بشري بصورت كلان –نه
بصورت تك تك كه حالا داريم- تازه
شروع خواهد شد.
(سخنان مقام معظم رهبري در ديدار
با دست اندركاران و دانش پژوهان
مركز تخصصي مهدويت
بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود(عج)
و نشريه علمي- تخصصي انتظار)
تفسير سوره
بقره
بسمالله
الرحمن الرحيم
ومن الناس
من
يقول امنا
بالله
و باليوم
الاخره
و ماهم
بمومنين، يخادعون
الله
والذين امنوا
و
ما يخدعون
الا
انفسهم و
ما
يشعرون ،
في قلوبهم
مرض
فزادهم الله
مرضاً
ولهم عذاب
اليم
بما كانوا
يكذبون.
(آیات:
8-9-10
سوره بقره )
و از
جملهي
اين مردم، كساني
هستند كه گويند بخدا
و به روز بازپسين ايمان
آورديم حال آنكه ايمان
نياوردند، با خدا و مؤمنان فريب
ميورزند،
اما فقط خود را فريب ميدهند و نميفهمند،
در دل ايشان يا
درجات ايشان مرض
هست پس خدا مرض را بر آنان افزوده
است، و براي آنان
عذابي است دردناك از
آنرو كه دروغ ميگفتند.
پديده نفساني
و اجتماعي نفاق
در اين
فصل كه با اين آيات شروع
ميشود،
صحبت از نفاق و
دروئي است، يعني
دو شخصيتي.
عدم صداقت
در گفتار و
حتي در شخصيت، اين
دوروئي را وقتي مورد
مداقه قرار بدهيم،
معنايش دروغ در
قول و عمل و در مقياس فردي
و اجتماعي، است،
كه اين، يكي
از مسايل بسيار
مهم مطرح شده
در قرآن است
و در بسياري از
سورههاي
قرآن و دهها آيه
از آيات قرآن،
راجع به اين پديدهي
نفساني و پديدهي
اجتماعي سخن رفته است.
يك مطلب اينست
كه ما گاهي نفاق
را در مقياس فردي
مورد ملاحظه قرار
ميدهيم
و در بسياري از
آحاد مردم در
همهي
زمانها اين خصلت ناپسند
به اين صورت فردي
وجود دارد كه
وقتي ما با اين ديد نفاق را
نگاه كرديم، پديدهي نفاق يك
بيماري رواني است
و يك عدم تعادل و
يك حالت بد
و نكوهيده است،
يعني خلاف طهارت
انساني و در جهت مخالف جلوههاي كمال انساني
است.
اين در صورتي است
كه ما اين پديده را
بشكل يك پديده فردي
و بعنوان يك
بيماري در يك فرد مورد توجه
قرار بدهيم، و
اختصاص به اعتقادات و
اظهارات و احساسات ديني
هم ندارد.
يك انساني تظاهر
ميكند
به دوستي با
شما و حال اينكه دوست
نيست، يك انساني تظاهر
ميكند
به رحم و مروت، و
حال اينكه رحيم
و جوانمرد نيست،
بلكه يك پديدهي
شخصي و يك حالت رواني
و يك عدم تعادل است.
اما يك وقت كه همين پديده
را بصورت يك
جريان اجتماعي مورد
مطالعه قرار ميدهيم، يك مسألهي
سياسي، اجتماعي ميشود و در اين حال بصورت يك
خطر بزرگ درميآيد و نفاق در
اين وضعيت:
در يك
نظام فكري و
عقيدتي، مردمي را
شامل ميشود
كه با تظاهر به
اعتقاد، با تظاهر به
هم آوايي و
همدلي
در موضع انكار
و خصومت قرار
ميگيرند،
اظهاراتشان عملكردشان را
همراهي نميكند،
كه اين وقت پيش آمد يك خطر اجتماعي است.
مقصود اين نيست كه
ما گاهي نفاق
را در يك فرد ملاحظه ميكنيم و گاهي در
يك مجموعهي
افراد، بلكه در
هر دو صورت، چه
در صورت اول
كه نفاق يك
پديده
رواني
و يك نامتعادلي است،
ميتواند
در هزاران نفر
باشد و ميتواند
در يك فرد يا افراد كمي
باشد و در صورت دوم
هم، كه نفاق بصورت
يك حادثهي
اجتماعي و يك جريان اجتماعي
سياسي خودش را
نشان ميدهد،
باز ممكن است
در يك جمع كوچكي باشد،
حتي در يك فرد باشد.
و يا
در يك مجموعهاي
باشد.
زاويه ديد ما به اين مسأله دوگونه
است:
يك وقت يك فرد دورو و
منافق را با اين ديد نگاه ميكنيد، كه اين انسان چون
داراي صداقت نيست
پس انسان بزرگوار
و انسان صادق
و انسان متعادلي
نيست، اين يك ديدگاه است
و يك وقت همين انسان
نامتعادل، اين عدم تعادل و
اين بيصداقتي
را در مقابله با
يك نظام فكري
و عقيدتي اعمال
ميكند
و بكار ميبرد.
اين يك ديدگاه ديگر
است، لذا اينجا مسأله
بالاتر از يك بيماري فردي
است كه بگوييم آقا
از لحاظ رواني
سالم نيست، سالم
باشد يا نباشد اين
يك دشمن است،
آن هم دشمن خطرناك
و پوشيده اينجا
ديدگاه قرآن بيشتر
ناظر به اين جنبه دوم
است و در يك چنين مواردي
كه در اجتماع اين
چنيني پديدهاي
بوجود ميآيد،
رهبري آن نظام و
دستگاه هدايت كنندهي آن نظام بايد
اين خطر را بدرستي بشناسد
و به مردم هم
بشناسانند، زيرا فريب
دهنده است.
مثلاً زمان نبي
اكرم عليه و
علي آله السلام در
صدر اسلام چهرهي عبدالله بن
ابي كه رئيس منافقين
بود، براي مردم
عامي بظاهر چهره
يك مسلمان است
و در حالي كه
در داخل قلعهي ما و در كنار سنگر
ما و مسلح به
سلاح ماست، از
كجا بفهمند كه
اين در موضع خصومت
و دشمني است.
اين
پديده در درون يك
نظام چيز بسيار خطرناكي
است، يعني نفاق
در ديدگاه دوم
و از زاويه ديد
دوم كه گفتيم يك
پديده خطرناك اجتماعي
و سياسي است،
صدر اسلام در
مدينه پديد آمد.
مكه
جاي نفاق ورزيدن
نبود، مكه ميدان مبارزهي بسيار دشوار
و سخت و رودررو بود،
موضع مسلمين از
لحاظ مادي بسيار
ضعيف و موضع كفار
بسيار خشن و قوي بود، يعني
جايي نبود كه
كسي بيايد به
مسلمانها بگويد آقا
من ايمان آوردم،
اما در دل ايمان نداشته
باشد، چون ايمان مايه دردسر بود.
اسلام ناب محمدی
دفاع از
سرافرازی و عزت انقلاب اسلامى
نشان داد كه اسلام مىتواند
به يك ملت، سرافرازى
و عزّت دهد؛
يك ملت را از زيربار فشار
و تحميل بيگانگان
نجات دهد و از حالت تحقيرى
كه بر آن ملت تحميل كردهاند،
بيرون بكشد.
مىتواند استعدادهاى
يك ملت را در همه ميدانها بروز
و ظهور بخشد؛
مىتواند به يك ملت، قدرت
دفاع از خود، قدرت
دفاع از عقايد و
از هويت و
شخصيت خود بدهد.
انقلاب اسلامى
اين را نشان داد.
لذا
آن وقتى كه
انقلاب اسلامى پيروز
شد و وقتى امام
بزرگ ما
-
آن شخصيت عظيم،
آن شخصيت بىنظير
در زمان ما -
توانست
از زبان اين
ملت، سخن بگويد، همه
مسلمانان عالم احساس
افتخار و حيات كردند؛
احساس كردند كه
زنده شدهاند.
اين خون تازهاى كه
در رگهاى امّت
اسلامى دويد، دشمنان
را بسيار دستپاچه
و سراسيمه كرد.
آنها
نيروهايشان را روى هم گذاشتند تا
با اين پديده عظيم -
يعنى
اسلام انقلابى كه
امروز آن را يك ملت فرياد مىكند -
مبارزه
كنند.
از روزِ اوّل
تا امروز -
در طول
اين بيست سال -
مبارزه
كردند!
مبارزه با چيست؟ مبارزه
با عزّت و
استقلال ملت ايران و
مبارزه با هويت ملت
ايران است؛ اما
چون اسلام است
كه اين عزّت را
داده و به ملت ايران، هويت
بخشيده است؛ چون
اسلام است كه به ملت ايران قدرت
بخشيده است تا بتواند آرمانها،
آرزوها و خواستهاى خود
را علناً بر
زبان آورد و
آن را دنبال كند
و از اخم قدرتها و
دست نشاندگان آنها
و حكومتهاى فاسد
نترسد؛ چون اسلام است
كه اين امتياز را
به ملت ايران بخشيده
است، با اسلام دشمنند.
دشمنى با اسلام انقلابى،
اسلام امام، اسلام
زندگىبخش، اسلامى كه
وقتى پرچمش برافراشته
مىشود، همه دنيا را
به خود متوجّه مىكند؛
همچنانى كه امروز هم
همينطور است.
دشمنى با اين اسلام بهخاطر
اين است كه اسلام، دست
بيگانگان را از اين جا كوتاه كرد
و منابع اين
كشور را از دست بيگانگان نجات
داد.
لذا امروز خدمت
به ايران و
خدمت به ملت ايران، عبارت
از خدمت به
اسلام است.
هركس كه امروز اسلام
انقلابى، اسلام امام،
اسلام زندگى بخش
و اسلام مبارزه
با ظلم و ستم را گرامى بدارد -
نه
آن چيزى كه
به نام اسلام در
مقابل ظلم و ستم، تعظيم
مىكند!
آن اسلام نيست،
فريب است
-
هركس كه امروز اسلام
حقيقى و به تعبير امام
بزرگوار ما اسلام ناب
محمّدى را تأييد و
حمايت كند، اوست
كه براى ايران
و ملت ايران، براى
تاريخ ايران و
آينده ايران و
يكايك آحاد اين
ملت خدمت مىكند. ....
شاخص های عدالت اجتماعی
در زمينه
اقتصادى، چيزهايى كه
ما به آنها اهميت
مى
دهيم، رونق اقتصادى
و اشتغال و
كاهش تورّم و
خودكفايى در مواد اساسى
كشاورزى است؛ يعنى
امنيت غذايى كشور.
اينها
مسائل بسيار مهم
و اساسى است
و بايد در
اين دوره، ما
به حدّ مطلوب به
اين اهداف نائل
شويم.
ما بايد تورّم
را يكرقمى كنيم.
البته
در بعضى از
كشورهايى كه اسم بردند، آن
طور كه آمار نشان
مىدهد، تورّم خيلى
بالاست.
البته پيشرفتها و
رشدهايى داشتهاند، اما
سطح تورّم خيلى
بالاست؛ اصلاً غيرقابل
تحمّل است و زندگى خيلى
سخت است، كه
من نمى
خواهم
اسم اين كشورها را
بياورم.
در عرصه اجتماعى،
توسعه بايد با
مردم گره بخورد؛ مردم
بايد محور توسعه
باشند.
عدالت حتماً يكى
از شاخصهاى اصلى
است.
برنامهريزى و سياستگذارىاى كه
عدالت و توزيع عادلانه
ثروت را در جامعه نديده
بگيرد، نمىتواند چشمانداز
مورد نظر ما را تأمين كند....:
توجّه
كنيد حتماً عنصر
عدالت اجتماعى و
اقتصادى و توزيع عادلانه
ثروت رعايت شود.
نمىگوييم
همه درآمد برابر
داشته باشند -
اينكه مورد
بحث نيست -
اما نمىتوانيم
از عنصر عدالت
كه يكى از اساسىترين عناصر
در نظام جمهورى
اسلامى است، صرفنظر
كنيم؛ بايد حتماً
رعايت شود.
رفع فقر و ايجاد امنيت
مدنى و قضايى هم
بسيار مهمّ است
و بايد حتماً
ملاحظه شود.
آزادى بايد به
شكل منطقى و
صحيح در جامعه تأمين
شود؛ همان آزادىاى
كه انقلاب اسلامى
و نظام اسلامى
پرچمش را در دنياى اسلام
بلند كرد؛ نه
آزادى به شكل افراطى، تقليدى
و مندرآوردى.
كجا بحث آزادى در
اين منطقه از
دنيا مطرح بود؟
در دنياى اسلام،
پرچم آزادى را
نظام جمهورى اسلامى
بلند كرد؛ در
شعارهايش
«استقلال»
و
«آزادى»
طنينانداز بود.
البته خيلى از
كشورها ادّعاى آزادى
دارند و شعارش را
هم مىدهند؛ اما
آزادى مدنى در
بخشهايى بهشدّت نقض
مىشود.
هم در اروپا و
هم در خودِ ايالات
متّحده امريكا اينگونه
است.
در امريكا آزادى
تا آنجايى است
كه به منافع اساسى
سرمايهداران
-
كه صحنهگردانهاى پشت
صحنه نظام امريكاي
هستند -
لطمه نخورد.
هرجا
مختصر خدشهاى وارد
آيد، آزادى بهشدّت
سركوب مىشود؛ از
هيچكس هم ملاحظه و
تقيّه نمىكنند.
ما به
آزادى معتقديم.
اعتقاد ما
به آزادى و
تأمين حقوق شهروندى
در مسائل اجتماعى
هم، ريشهدار و
داراى مبناى دينى
است.
ساختن کشوری نمونه
هدف
عمده عبارت
است از ساختن
كشوري
نمونه
كه در آن، رفاه
مادي همراه
با
عدالت
اجتماعي و توأم
با
روحيه
و
آرمان
انقلابي،
با برخورداري
از
ارزشهاي
اخلاقي اسلام
تأمين
شود.
هريك
از
اين
چهار
ركن
اصلي،
ضعيف
يا
مورد غفلت
باشد،
بقاي
انقلاب و عبور آن از مراحل
گوناگون
ممكن
نخواهد
شد.
رفاه
مصرفگرايي
نيست ـ كه
خود،
يكي
از
سوغاتهاي شوم
فرهنگ غرب
است ـ بلكه
بدين معني
است كه
كشور
از نظر آبادي
و
عمران،
استخراج
معادن و استفاده
از
منابع
طبيعي،
تأمين
سلامت و بهداشت
جامعه،
رونق
اقتصادي و رواج
توليد
و تجارت، با تكيه
بر
استعدادهاي
ذاتي نيروهاي
انساني خودي، به
حد
قابل
قبول برسد و علم
و
فرهنگ
و
تحقيق
و
تجربه
همگاني شود و نشانههاي فقر و عقبافتادگي رخت
بربندد.
عدالت
اجتماعي،
بدين
معني است
كه فاصلهي ژرف
ميان طبقات
و
برخورداريهاي
نابحق و محروميتها از
ميان
برود
و مستضعفان
و
پابرهنگان
كه همواره
مطمئن
ترين
و
وفادارترين
مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده
كنند
كه
به سمت
رفع محروميت، حركتي
جدي و صادقانه
انجام
ميگيرد.
با
قوانين
لازم و تأمين
امنيت
قضايي
در
كشور، بساط تجاوز
و تعدي
به حقوق
مظلومان
و دستاندازي
به حيطهي مشروع
زندگي مردم
جمع شود.
همهكس احساس
كند
كه
در
برابر ظلم
و
تعدي
ميتواند به
ملجأ
مطمئن
پناه برد، و همه
كس بداند كه
با
كار و تلاش
خود
خواهد توانست
زندگي
مطلوبي
فراهم
آورد.
روحيه
و
آرمان
انقلابي،
بدين
معني است
كه ميل
به زندگي
راحت و مرفه، جامعه
و
مسئولان
را
به
سازشكاري و تسليم
در
برابر زورگويي
قدرتهاي
جهاني
و
غفلت
از
توطئهي استكبار و بياعتنايي به
پيام جهاني
انقلاب نكشاند.
آن
روزي كه
خداي نخواسته
جمهوري اسلامي، رفاه
و
آبادي
را
هدف
عمدهي
خويش قرار داده
و
در اين
راه حاضر به
چشمپوشي
از
آرمانهاي
انقلابي و جهاني
و
فراموشي
از
پيام
جهاني انقلاب
شود،
روز انحطاط و
زوال
همهي
اميدها
خواهد بود;
و خدا چنين
روزي را انشاءالله هرگز نخواهد
آورد.
بيشك،
ملت
ايران براي
دفاع از اسلام
عزيز
و استقلال
ملي آماده
است كه
همه چيز خود را فدا كند.
برخورداري
از |