«دنيا طلبان راه هاي چپ و راست را برگزيدند و رفتند، و راههاي گمراهي پيمودند و راه مستقيم هدايت و رستگاري را رها كردند. پس نسبت به آنچه بايد باشد و پيش آيد، شتاب مكنيد و آنچه در آينده بايد بيايد دير مشماريد، چه بسا كسي براي رسيدن به چيزي شتاب كند، اما وقتي آن را دريابد آرزو كند كاش به آن نمي رسيد و آنرا نمي ديد. و چه نزديك است امروز ما به فردايي كه آثار آن آشكار گشته است. اي مردمان! اينك ما در آستانه تحقق وعده هاي داده شده و نزديكي ظهور چيزهايي كه بر شما پوشيده و نا آگاهيد، قرار داديم.» (نهج البلاغه خطبه 150).
در ابتداي اين خطبه از كساني ياد شده كه راهيِ دو مسير انحرافي و باطل راست و چپ مي شوند و به جاي پيمودن راه روشن حق، راه هاي افراط و تفريط را به خاطر تمايلات نفسانی و مادي مي روند. در حالي كه خود حضرت مي فرمايند: «رفتن به راست و چپ گمراهي است و راه ميانه و اعتدال، جاده مستقيم و نجات بخش مي باشد.» خطبه 16.
راه زندگي و حيات طيبه كه پيامبران، ملت ها را به آن دعوت كرده اند همان طريق توحيد و عدالت و كوتاه ترين فاصله براي رسيدن انسان به كمال و سعادت لايق به حال خود است. ليكن شياطین مسلكها و مرام هاي انحرافي و تئوريهاي باطل (ساخته انديشه هاي ناقص بشري) ملت ها را به سوي شرق يا غرب كشاندند و از حقايق و هدايت، بازداشتند. چه در مسائل فردي و خانوادگي و چه در مديريت هاي كلان و جهاني. همان گونه كه شاهديم هيچ يك بشريت را به صلح و سعادت و عدالت و نقطه نور و رهايي از بدبختي ها نرساندند.
بديهي است كه راه مستقيم و حق يكي است. چنانچه مكتب اسلام در تمام زمينه هاي زندگي فردي و جمعي، در انديشه و عمل، ميانه و اعتدال را توصيه و به آن هدايت مي كند. ( نه دنياگرايي و دلباختگي و نه غافل و تارك دنيا شدن را)
و اما چه كسي است كه بتواند اين عقل خفته بشر را بيدار كند و بايستي چه ويژگي هايي داشته باشد كه با آمدن او بتوانيم تغييرات و حركت به سوي سعادت را به عينه ببينيم.
او كسي نيست جز از سلاله پاك رسول خدا (ص)،( از عترت پيامبر خدا) و علوي و فاطمي است. (كه روايات شيعه و سني به روشني بر اين حقيقت دلالت دارد).
كسي است كه در جامعه حضور دارد و از حوادث و مسائل و آنچه مي گذرد آگاه است.
و با چراغ نوراني، ولايت و امامت و نور علم الهي و منطق عالميان را به نور و نجات مي رساند. و همچون نور خود گواه حقانيت خويش و زداينده تاريكي ها و اميد بخش بوده و چشم ها و دل ها را به خود جلب مي كند.
و سيره عملي و رفتار او در همه زمينه ها بر روش صالحين (پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام) حق و عدل مي باشد.
وقتي او بيايد با زدودن جهل و شرك و ذلت بندهاي عقل و علم را باز مي كند و انسانها خردمند و رشيد مي شوند.
ملت هاي مانده در اسارت را آزاد و اسيران هواهاي نفساني و ناداني را رهايي مي بخشد.
حق جويان محروم و متفرق را جمع و متحد مي سازد و آنروز روز بر كرسي نشستن مستضعفان است.
و بديهي است چنين نهضت عظيم رهايي بخشي را سربازان و پاك بازاني لازم است كه براي در هم شكستن فتنه ها آماده باشند. و در ميان بحران ها و آزمون هاي سخت آبديده شده باشند و علم و ايمانشان از انس و ارتباط با قرآن نشاْت يافته و ديدگانشان با نور قرآن جلا پيدا كرده باشد.
پس براي آمدن آن يار مهربان تلاش من و تو در خودسازي و آماده سازي شرايط بسيار مؤثر است.
و دعاهايي كه اثرش را هر روز مي بينيم. بار خدايا برسان بر ما آن يار مهربان را !
اللهم عجل لوليك الفرج