« بسم رب المهدي عجل الله فرجه »
مولايم! تو يگانه دري بودي كه در صدف هستي برايم درخشيدي و همدم شبهاي تارم شدي. تو بودي كه سجاده ي صد رنگ آرزو را برايم باز كردي و نماز اميد را در ژرفاي قلبم مرور كردي تا در ركوع عشق به اوج برسم و به سجده ي معشوق بروم و دستانم را به سوي آسمان هزار اختر ايمان بلند كنم و از معبود يگانه كه منتهاي آرزوست زورقي بخواهم از نور، تا مرا به ساحل امن ظهور رساند.
اما افسوس كه فراق ها فاصله انداخت بين وصالمان و اين فاصله سدي شد از جنس گناه و موجي شد از جنس غفلت. موجي كه بيرحمانه مرا غرق درياي دوريمان كرد و تو را با كوله باري از غم غربت به دست تازيانه روزگار سپرد و بهار حضورت را به خزان غيبت مبدل كرد.
اي منتهاي آرزويم با چشماني لبريز از اشك و سينه اي دريده از درد، در انتظار بازگشتت به آشيانه ي قلبم هستم تا ويرانه ي وجودم را آكنده از آبادي و سرسبزي نمايي.